قله بند عیش 97.1.31
کد مطلب : 412
تاریخ : دوشنبه 10 ارديبهشت 1397 - 05:13

برنامه: صعود به قله بند عیش

تعداد همنوردان: 5 نفر

 

راهنما: استاد تاجبخش

سرپرست: عمو غرات

انضباط: آقا زمانی

هماهنگی: خانم دکتر گچلو

 

عکس و گزارش: سروش


به نام خالق کوهستان

همان [خدایى] که زمین را براى شما فرشى [گسترده] و آسمان را بنایى [افراشته] قرار داد و از آسمان آبى فرود آورد و بدان از میوه ‏ها رزقى براى شما بیرون آورد...

خداوند متعال را سپاس که توفیقی عنایت کرد تا گوشه ایی از لحظات زندگی ام را به طبیعت رفته و شکرگذار این همه لطف او باشم.

 

"عیش کامل در صعود به قله زیبای بند عیش"

شرح گزارش:

طبق روال همیشگی برنامه اعلام شد و این هفته بسیار پر انرژی بودم چون این صعود مصادف شده بود با میلاد با سعادت اربابم حسین(ع) و پر واضح بود که روز خوبی خواهیم داشت که همینطور هم شد،

 

 

 برنامه در ساعت 6:30 از پارک کوهسار و از بالای انبار نفت که نشانه آن منبع آب بود شروع شد و هوا تقریباً سرد بود و لباس گرم پوشیدیم و پس از چند دقیقه از روی یک یال بالا رفتیم، روی تپه چند نفری در حرکت بودند که مشخص بود، در طول حرکت یک تابلو خدا قوت کوچک توجه مارو به خودش جلب کرد که معلوم بود تهیه کننده آن آدم خوش ذوقی بوده است،

 مسیر خلوت بود و بعضی ها که از پارک کوهسار بالا آمده بودند به گروه ما برخورد کردند و با گروه خوش و بشی میکردند و حاجی هم با آنها شوخی میکرد، ما روی یالی حرکت میکردیم که سمت راست دانشگاه آزاد مشخص بود و بین ما دره حصارک بود که عده ایی هم از مسیر دانشگاه ظاهرا قصد صعود داشتند،

 کمی جلوتر به محلی رسیدیم که یک باغ بزرگ گردو در آنجا قرار داشت و خوشبختانه درب آن باز بود و وارد باغ شده ولی از کنار آن به طرف بالا ارتفاع گرفته و وارد مسیر شدیم

 خوشبختانه به دلیل بارش های این هفته هوا بسیار مطبوع و تمام کوه های اطراف سفیدپوش شده بود ولی خب شوربختانه برخی درختان که جوانه زده بودند به دلیل سرد شدن هوا شکوفه های انها سوخته بود که واقعا ناراحت کننده بود،

 به حرکت ادامه دادیم و از روی شیب های ریزشی که در واقع شیب بندی برای باغات بود بالا رفتیم تا به ارتفاع مورد نظر جهت ادامه صعود برسیم در این بین بود که استاد شروع به چیدن گیاهان کوهی کردند و من هم از فرصت استفاده کرده و عکسی از لاله های وحشی گرفتم که بسیار زیبا بود،

 

                    

 

برای صبحانه در یک حفره بزرگ که انتخاب خانم دکتر بود توقف کردیم که بسیار محل خوبی بود و بادگیر نبود مشغول صرف صبحانه شدیم که خیلی چسبید (8:45 تا9:15)

 

 

و پس از آن به مسیر در جاده ادامه دادیم که به یک استخر بزرگ رسیدیم که حاجی گفتند که برای منابع طبیعی است و اینجا بود که عمو غرات استاد را تحریک کردن که به آب بزنن که حاجی واقعا قصد این کار رو کرد که همگی قانع شدیم که استاد شناگر ماهری هستند و به خیر گذشت.....cool

 در یک جاده که صاف و گاهاً سرازیری هم بود حدود نیم ساعتی رفتیم تا به یک استخر دیگه رسیدیم که استاد فرمودند شخصی است. برای صعود مسیرهایی پیشنهاد شد ولی حاجی فرمودند حالا بریم تا ببینیم طبیعت چی میگه، قصد صعود از روی یال روبروی استخر (یال میانی قله )کردیم که دقیقاً زیر گرده های سنگی بود در اینجا بود که استاد با دیدن یک بوته گیاه ذوق زده شده و شروع به سخن گفتن و ابراز محبت به آن کردند cheekyکه من هم عکسی از ایشان انداختم،

 

 

 روی یال بالا میرفتیم که شیب بسیار زیادی داشت .در حین صعود صدای گوش خراش یک چکش مکانیکی که مشغول کندن کوه بود آزار دهنده بود و جداً نمای کوه را زشت کرده بود که با دیدن این صحنه دل انسان آشوب میشد، موقعیت دره واقعا به خطر افتاده و تا انتهای دره و حتی روی کوه در حال احداث ویلا و کارهای دیگر هستند ولی به قول خانوم دکتر بزار هرکاری میخوان بکنن، اون قله اش مال ماست و به اونجا نمیرسن دیگه...cool

خلاصه به گرده های سنگی رسیدیم و کمی میوه و تنقلات خوردیم و با تراورس زیر گرده های سنگی به محلی رسیدیم که از آب شدن برف روی قله یک آبشار کوچک درست شده بود و آب بسیار بسیار خنکی و گوارایی داشت، در آنجا چند جوان که راه قله را بلد نبودند به دنبال گروه آمدند .

در راه استاد بارها گروه را متوقف کردند تا لشگر مورچه ها و دیگر حشرات از آنجا رد شوند چرا که ایشان معتقدند که ما به به سرزمین آنها وارد شده ایم و اینجا محل زندگی آنهاست و ما مهمان هستیم،heart

 

 

 خلاصه در ساعت 11:30 موفق به زیارت قله زیبای بند عیش شدیم و پس از تبریک صعود به همنوردان و گرفتن چند عکس یادگاری مشغول تماشای مناظر اطراف شدیم، قله شاه نشین و ارتفاعات توچال پوشیده از برف بود و در دوردست امام زاده داوود (ع) و قله پهنه حصار دیده میشدند که بسیار زیبا بود،

 

 

 کمی نشسته و از سکوت طبیعت به عیش کامل رسیدیم و قصد فرود کردیم، مسیر فرود از دره حصارک بود که با یک شن اسکی عالی نیم ساعته به استخرو چشمه حصارک که محل صرف نهار بود رسیدیم موتورسواران آنجا بودند که خوشبختانه پس از ورود ما آنجا را ترک کردند و پس از اقامه نماز و صرف نهار کمی استراحت کرده و از دره راه پایین را پی گرفتیم ...

(نهار 12:45 تا 13:45)

 

 مسیر برگشت بسیار زیبا بود و پر آب بود و وجود چشمه ها و آبشارها و استخر های متعدد بسیار جذاب بودند که خدا را شاکر شدیم به خاطر این بارندگی های اخیر،

شوربختانه در مسیر برگشت به چند موجود وحشی انسان نما برخورد کردیم که به طرز بی رحمانه ای مشغول بریدن درختان سبز با اره بودند که ناگهان استاد برافروخته شده و با پرخاش به آنها گفتن واسه چی درخت رو میکنی؟ واسه چی این کارو میکنید؟ ولی آنها گستاخانه پاسخ دادند و خود را به نفهمی زدند که صد البته در کج فهمی و نفهمی محض به سر میبرند...

من میدونستم چی تو دل حاجی میگذره و البته همه ما به عنوان دوست داران طبیعت با دیدن چنین صحنه های زشتی ناراحت و متاسف میشویم ولی خب چکار میشه کرد....به امید روزی که فرهنگ طبیعت دوستی و حفظ طبیعت و رها نکردن زباله در طبیعت بین مردم این سرزمین نهادینه بشه و تذکر ما موثر بوده باشه اونجا رو ترک کردیم.....

 

 

در انتهای مسیر همگی منتظر بودیم به دانشگاه برسیم و از کنار آن رد شویم ولی در نهایت به محله حصارک و رستورانهای آن در انتهای دره رسیدیم تا همه متوجه بشیم استاد برگ برنده و فوت کوزه گری رو پیش خودش نگه میداره و همگی غافلگیر شدیم....

در نهایت در ساعت 16:10 به سلامتی و دل خوش به مینی بوس رسیده بدون اینکه کوچکترین اثری مخربی در طبیعت این قله زیبا و دره های اون گذاشته باشیم و این پایان یک روزه خاطره انگیز بود.

                                                        در پناه حق باشید

یا علی

 


منبع : گروه کوهنوردی پرسون - پنجره ای به کوهستان
لینک این مطلب : http://www.window2mountains.comp412