محیط کاربری
تبلیغات
آخرین مطالب
آرشیو
فروردين 1390 فروردين 1391 فروردين 1392 فروردين 1393 فروردين 1394 فروردين 1395 فروردين 1396 ارديبهشت 1390 ارديبهشت 1391 ارديبهشت 1392 ارديبهشت 1393 ارديبهشت 1394 ارديبهشت 1395 ارديبهشت 1396 خرداد 1390 خرداد 1391 خرداد 1392 خرداد 1393 خرداد 1394 خرداد 1395 خرداد 1396 تير 1390 تير 1391 تير 1392 تير 1393 تير 1394 تير 1395 تير 1396 مرداد 1390 مرداد 1391 مرداد 1393 مرداد 1394 مرداد 1395 مرداد 1396 شهريور 1390 شهريور 1391 شهريور 1392 شهريور 1393 شهريور 1394 شهريور 1395 شهريور 1396 مهر 1390 مهر 1391 مهر 1392 مهر 1393 مهر 1394 مهر 1395 مهر 1396 آبان 1390 آبان 1391 آبان 1392 آبان 1393 آبان 1394 آبان 1395 آبان 1396 آذر 1390 آذر 1391 آذر 1392 آذر 1393 آذر 1394 آذر 1395 دي 1390 دي 1391 دي 1392 دي 1393 دي 1394 دي 1395 بهمن 1390 بهمن 1391 بهمن 1392 بهمن 1393 بهمن 1394 بهمن 1395 اسفند 1389 اسفند 1390 اسفند 1391 اسفند 1392 اسفند 1393 اسفند 1394 اسفند 1395
اخبار سایت
انتقادات و پیشنهادات

تبلیغات متنی

جهت شرکت در برنامه های کوهنوردی :

 با شماره تلفن روابط عمومی گروه

09354707364

تماس حاصل فرمایید.


 

گروه کوهنوردی پرسون

 

"" Parsoon ""

 

 



درکه –دره وزباد- گردنه پلنگچال – ولنجک 93.9.7

برنامه : درکه –دره وزباد- گردنه پلنگچال – ولنجک 93.9.7

 

لیدر و راهنما : استاد تاجبخش

سرپرست : سجاد شاه کمالی

عکاس : سجاد شاه کمالی

همنوردان : 15 نفر

 

گزارش : آتیه

 

بزرگی گفته...مهم ترین عضله کوهنورد مغز اوست...

 

 

منت خدای را عزوجل ، که باران رحمت بر ما فرستاد...تا در این شهر دود زده نفسی بکشیم و ...کوهی برویم !indecision

آره بابا...خیلی وقت بود که جرات نمی کردیم برنامه داخل شهر بگذاریم وهر هفته به حاشیه شهر پناه می بردیم...بس که هوا آلوده بود... خوشبختانه این هفته بارندگی داشتیم و هوای تهران تقریبا قابل تنفس شده بود...برای جمعه هم پیش بینی بارندگی داشتیم...این بود که برنامه را درکه گذاشتیم...به مقصد قله کماچال...و البته به فرموده حاجی لیدر، بریم ببینیم اون بالا اوضاع از چه قراره و هوا چی میگه...دانید که ...فرمانده طبیعته...cool

 

جمعه قبل از 7 صبح جلوی خانه معلم درکه بودیم...15 نفر ،همگی قبراق و سرحال..بسم الله را گفتیم و به راه افتادیم.

چهره پاییزی درکه با باران شب گذشته دست و رویی شسته و دوست داشتنی تر شده بود ...و برگهای رنگاوارنگ خیس خورده زیر پایمان...خیلی وقته این طرفا نیومدیم، چقدر دلم تنگ شده بود برای درکه...heart

 

 

با ریتمی یکنواخت بالا می رفتیم و گاه در معیت حاجی سر به سر ملت می گذاشتیم...cool

به دره جوزک که رسیدیم درکه به یکباره زمستانی شد...درختها سپید پوش شده و همه ذوق زده...بازار عکاسی داغ داغ بود.

 

 

 

کم کم بارش برف شروع شد...اول ریز ریز و بعد درشت و قابل ذکر...پانچوها را از توی کوله ها بیرون کشیدیم ...آخه برنامه طولانیه و 12 ساعتی باید در کوهستان باشیم ...بهتره مواظب باشیم خیس نشیم...خیس شدن همان و سرمازدگی و سرما خوردگی همان...blush

قسمتهایی از مسیر یخ زده بود و احتیاط لازم...بالاخره حدود ساعت 10 رسیدیم پناهگاه پلنگچال ...  با ورودیه نفری 500 تومان رفتیم توی سالن که تقریبا پر بود و به سختی خودمون رو پشت میزها جا دادیم...در تاریکی سالن که بوی همه چی مخصوصا تخم مرغ آب پز می اومد مراسم صبحانه را بجا آوردیم surprise

 

 

بعد از صبحانه 2 تا از بچه های تازه کار را توی پناهگاه جا گذاشتیم و ساعت 11 از پاکوب بالای پناهگاه راه افتادیم برای ادامه مسیر....بارش برف دوباره شروع شده بود ...

بالای پناهگاه توقفی داشتیم کنار لوح یادبود جوان از دست رفته" علیرضا فلاح " و به یاد آوردیم که این درکه حقیر و پیش پا افتاده هم می تواند تا چه حد خطر آفرین باشد ...پس نیروی طبیعت را دست کم نگیریم.

 

 

ادامه راه...چند نفر کوهنورد گذری در حال برگشت بودند...بارش برف کمتر شده بود که حاجی از پاکوب اصلی ( که به روی یال می رسید) به طرف راست تغییر مسیر داد...تعجب کردم...بعد یاد برنامه 2 سال پیش ،بهمن 91 ، افتادم که زاویه برف گیر و خطرناک انتهای یال اجازه عبور به ما نداده بود...حالا فهمیدم... حاجی میخواد این بار از داخل دره بالا بکشه...این مسیر امن تره و خطر سقوط بهمن نداره.

 

 

با تراورس به داخل دره برگشتیم...نیم متری برف توی دره نشسته بود و حاجی لیدر ، این جوان 28 ساله ، می کوبید و جلو می رفت و راه را باز می کرد...برف تازه و خشک بود و خوشبختانه واکس ضد آب سیلور که روی کفشهام مالیده بودم + گتر دوپوش آپامهر داشت خوب عمل می کرد... پاهام خشک و گرم بود..

 

حالا بارش برف بیشتر شده بود و گاهی هم رعد و برق...حاجی نگاهی به آسمان کرد و تصمیم به بازگشت گرفت...با این شرایط بارش بهتر بود که برگردیم و ریسک نکنیم...

گرچه تمایلی به برگشت نداشتم ولی بعد از 5-4 سال شاگردی در کوهستان حالا دیگر می دانستم که در مواقع تصمیم گیری های جدی سرپرست اصلی برنامه ، نباید حرفی بزنم...سکوت کامل...تا سرپرست در آرامش  تصمیم بگیرد...چراکه حفظ جان و سلامتی همه افراد گروه در گرو همین تصمیم گیری هاست.

 

 

حرکت در داخل دره برای رسیدن به منطقه ای مناسب دور زدن جهت بازگشت به پناهگاه پلنگچال ادامه پیدا کرد...

حالا بارش کمتر شده بود و ظاهرا هوا داشت باز می شد...این بار دیدم که حاجی لیدر مجددا حرکت را بطرف بالا پی گرفت...آخ جون ...ادامه میدیم... امروز باید به ولنجک برسیم cheeky

 

 

حاجی همچنان جلو می رفت و راه را باز می کرد...برای شکستن شیب دره زیگزاگی حرکت می کردیم ...تخته سنگها را دور می زدیم  و دوباره رو به بالا... و استراحتی در کار نبود...باید می رفتیم ...هوا متغیر بود...

دوباره صدای غرش رعد و برق به گوش می رسید و من نگران صاعقه بودم.. می دانستم که در صورت صاعقه باید باتوم و وسایل فلزی را از خود دور کنیم و ارتفاع را کاهش دهیم...ولی در این موقعیت امکان کاهش ارتفاع نداشتیم...

توی دلم خدا خدا می کردم که قبل از جدی شدن رعد و برق هر چه زودتر به گردنه برسیم.

 

                  

 

در انتهای مسیر جوانان گروه، آقا سجاد و هاتف ، به جلوی صف خوانده شدند تا برفکوبی کنند...حاجی راه را نشان می داد و پسرها برفکوبی می کردند...

و بالاخره ساعت 1 بعدازظهر، بعداز 2 ساعت تلاش بی وقفه در میان برف ، به گردنه رسیدیم و من نفسی به راحتی کشیدم...خدایا شکرت.

 

 

روی گردنه فرصتی برای عکس نبود...کمی جلوتر ایستادیم تا همه بچه ها رسیدند و بعد راه را بطرف پناهگاه ایستگاه 5 ولنجک ادامه دادیم...

 

 

 

ساعت 13.40 در سالن ایستگاه 5 که از ازدحام جمعیت تله کابین سوار، پر بود به سختی جایی پیدا کردیم برای صرف ناهار و کمی استراحت.

 

خوشبختانه صف طولانی تله کابین معدود دوستانی را که برگشت با تله را ترجیح می دادند منصرف کرد ومسیر بازگشت را بطرف ایستگاه 2 ولنجک پی گرفتیم...

فرودی لذت بخش با چاشنی مسیرهای فرعی مخصوص حاجی...cheekyheartcheeky

 

 

16.15  ایستگاه 2 بودیم و استراحتی 10 دقیقه ای و ناگهان طوفانی بپا شد که به اجبار مسیر 2 به 1 را با تله کابین طی کردیم ...بلیط ناقابل (10 هزار تومان)

 و بالاخره ساعت 17.30 توی مینی بوس آقا حقیقی نشسته بودیم و فووووووووووول شارژ از یک صعود زمستانه هیجان انگیزناکheartheartheart

 

                                                                    تا جمعه بعد

                                                                                      آتیه

 

           "آقا سجاد گل سرپرست و عکاس زحمتکش این برنامه"


  دیدگاه شما : [3] نظر   رای به مطلب :

تگ ها : درکه دره وزباد ولنجک گردنه پلنگچال کوهنوردی پرسون گروه کوهنوردی گروه کوهنوردی پرسون بچه های نازی آباد


موضوع : آرشیو گزارشات برنامه ها -
تعداد بازدید : 2395 بار
ارسال شده در يكشنبه 16 آذر 1393 - 06:25



دسته بندی
نظر سنجی

   این سایت را چگونه ارزیابی می نمایید؟


       

  1. بسیار عالی
  2. عالی
  3. خوب
  4. متوسط
  5. ضعیف

        

لینکستان
تبلیغات
اوقات شرعی
آمار
افراد آنلاين : 3
امروز : 109
ديروز : 357
اين هفته : 1123
اين ماه : 6629
امسال : 90791
کل بازديد : 312641
کل مطالب : 316
تگهای مطالب
آب و هوا


وب سایت رسمی گروه کوهنوردی پرسون
این وبسایت توسط سایت ساز مهر نسخه 2 محصولی از شرکت نگاه روشن پارس ایجاد شده است